خلاصه داستان قسمت ۴۳ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست + عکس

منبع: جدول یاب

2

1402/11/8

23:35


شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۴۳ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست در این مطلب از سایت جدولیاب می باشید. تا آخر این مطلب همراه ما باشید. این مجموعه به کارگردانی امره کاباکوشاک (Emre Kabakuşak) و اینجی بالابانوغلو آهیسکا (İnci Balabanoğlu Ahıska) و به نویسندگی تونا کیگی و گولبیکه اوته ساخته شده است. بازیگرانی …

شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۴۳ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست در این مطلب از سایت جدولیاب می باشید. تا آخر این مطلب همراه ما باشید. این مجموعه به کارگردانی امره کاباکوشاک (Emre Kabakuşak) و اینجی بالابانوغلو آهیسکا (İnci Balabanoğlu Ahıska) و به نویسندگی تونا کیگی و گولبیکه اوته ساخته شده است. بازیگرانی که در این سریال ترکی نقش آفرینی کردن عبارتنداز؛Hakan Yılmaz, Selen Soyder, Eylül Tumbar, Enes Koçak, Berat Yenilmez, Sema Çeyrekbasi, Yigit Kagan Yazici, Yonca Sahinbas, Serhan Onat, Yigit Kalkavan, Hivda Zizan Alp, Çagla Boz, Sait Genay.

قسمت ۴۳ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

قسمت ۴۳ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

قسمت ۴۳ سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست

اسماء و سراپ برای خرید کیفت عروسی رفتن به یک مغازه که اسماء اصلا خوشش نمیاد و باهم بحث میکنن سراپ اعتنایی نمیکنه و میگه گیفتو سمت داماد میگیره و ما از همین خوشم اومده و سفارش میده. سرکان و آلیزه با توچه و بهاء تو کمپی که عادل اونجا بود شرکت میکنن و استاد میگه چشماشونو ببندن و به خشم درونشون فکر کنن بهاء یکدفعه سروع میکنه به داد زدن و میگه وای توجه داره میاد! همگی میترسن و دور و برسونن میبینن که ببینن کی داره میاد یه پسر میاد آلیزه را میگیره که سرکان دوباره با اون دعواش میشه و مشتی میزنه که استاد بهش میگه باید بتونی خودتو کنترل کنی! سراپ به گفته اسماء به آرایشگاهی میرن تا ماسک بزارن رو صورتشون سراپ میگه به روغن آووکادو حساسیت دارم سپس میرن تا ماسک بزارن وقتی رو چشماشون خیار گذاشتن تا چشماشون استراحت کنه اسماء یواشکی تو کاسه ماسک سراپ روغن آووکادو میریزه و سراپ کرم شل کننده پدربزرگشو آورده و میریزه تو کاسه ماسک اسماء. بعد از گذاشتن ماسک سراپ صورتش شروع میکنه به خارش و اسماء عضلات صورتش شل میشه و نمیتونه حتی حرف بزنه آنها بعد از کمی کمی کل کل کردن به طرف خانه راهی میشن.

تو کمپ استاد آلیزه و سرکان را بلند میکنه و میگه یکیتون خودشو رها کنه از پشت و به پارتنرش اعتماد کنه که میگیرتش آلیزه خودشو رها میکنه و سرکان میگیرتش سپس سری بعدی نوبت توچه و بهاء میشه که توچه خودشو از پشت رها میکنه که بهاء حواسش نیست و توچه رو زمین میوفته و بهاء جا میخوره سپس توچه باهاش دعوا میکنه و از اونجا میره. آلیزه و سرکان هم دنبالشون میرن. تو خونه همه به سراپ و اسماء نگاه میکنن و نمیفهمن ماجرا چیه چرا اینجوری شدن. ۲۰ روز بعد، سرکان و آلیزه با دوستاش میرن به خرید لباس عروس اما هرچی آلیزه میپوشه خوشش نمیاد که آنها کلافه میشن و دیگه همش بهش میگن که لباس خیلی قشنگه و بهش میاد آلیزه میفهمه که دارن از روی خستگی الکی میگن و در آخر چیزی پسند نمیکنه و از اونجا میرن. سرکان با دوستاش میره تو یه مغازه و اولین کت و شلواریو که میپوشه را میخره. شب وقتی ازشون میپرسن چیشد؟ سرکان میگه از هیچی خوشش نیومد! آلیزه میگه یه روز مونده به عروسیم و لباس عروس ندارم! و با کلافگی به اتاقش میره که نورالدین با صنم به اونجا میرن و واسه آلیزه لباس عروس مادرشو واسش آوردن نورالدین از صنم میخواد بره بده به آلیزه. او با دیدن لباس عروس شوکه شده و اونو میپوشه و پیش بقیه میره آنها با دیدنش جا میخورن و از زیباییش تعریف میکنن….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خود کرده را تدبیر نیست + عکس

مطالب مشابه


نظرات


تصویری


ویدئو