معنی شعر در مکتب حقایق (حافظ)

منبع: دانش‌چی

7

1399/7/24

08:52


معنی و مفهوم شعر در مکتب حقایق فارسی پایه دوازدهم از حافظ

معنی شعر در مکتب حقایق

در این پست، معنی و مفهوم شعر در مکتب حقایق از حافظ  را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر در مکتب حقایق

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

معنی: ای کسی که از حقایق ناآگاهی! تمام تلاشت را کن که از این بی خبری نجات یابی و در راه حق حرکت کنی. زیرا تا زمانی که خودت راه حق را نپیمایی نمی توانی راهنمای دیگران باشی.

مفهوم: کسی نمیتواند هدایتگر دیگران باشد مگر اینکه خودش قبل از دیگران، در مسیر هدایت قرار بگیرد.

 

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

معنی: ای فرزندم تمام تلاشت را به کار بگیر تا در مدرسه حقایق و معرفت، بتوانی نزد آموزگار عشق، درس عشق بیاموزی تا بتوانی این راه رسیدن به کمال و حقیقت را به خوبی طی کنی.

مفهوم: در زندگی سعی کن که راه کمال را در پیش بگیری و به عشق حقیقی برسی.

 

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

معنی: مانند مردان بزرگی که در راه رسیدن به حق پیروز شدند، تو هم از این وجود بی ارزشت صرف نظر کن تا بتوانی به عشق حقیقی برسی. و این عشق همجون کیمیایی است که وجود بی ارزش تو را همچون طلا باارزش می کند.

مفهوم: انسان تا وقتی گرفتار تعلقات دنیایی اش باشد نمیتواند وجود بی ارزشش را با عشق الهی با ارزش کند.

 

خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد

آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

معنی: در بند خواب و خوراک بودن، انسان را از هدف اصلی اش که رسیدن به نور حقیقت است دور می کند. زمانی به هدفت میرسی که از زیادی تلاش، وقتی برای خوابیدن و خوردن نداشته باشی.

مفهوم: کسی که از بند جسم رها شود و تمام دغدغه اش به جای جسمش به روحش منعطف شود، می تواند در این مسیر موفق شود. آنگاه دیگر توجهی به این تن خاکی نخواهد داشت چراکه به برتر از آن دست یافته است.

 

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

معنی: اگر از نور عشق حقیقی بر سراسر وجودت بتابد، به خدا قسم که وجودت از خورشید آسمان هم پرنورتر می شود.

مفهوم: حافظ در اینجا به تمام عاشقان مسیر الهی وعده می دهد که اگر عاشق خدا بشوند، از ذلت و خواری به عزت و بزرگی میرسند.

 

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر

کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

معنی: تو فقط یک زمان کوتاهی را در دریای عشق الهی غرق شو و به چیز دیگری جز او فکر نکن. گمان نکن که با این لحظه کوتاه، تنها مقدار اندکی از دریای عشق الهی نصیبت میشود. ( بلکه لطف خدا انقدر وسیع است که همان یک دم، تو را بهره مند می سازد.)

مفهوم: اگر از عمق جان به خدا توجه کنیم و غرق در یاد او شویم نه غیر او، حتما او ما را مورد لطفش قرار می دهد. این توجه کردن به خدا چه یک لحظه اتفاق افتد و چه در مدت طولانی باشد، بازهم اثرات خودش را در جان انسان می گذارد و او را از عشق الهی سیراب می کند.

 

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

معنی: اگر تمام وجودت را پر از یاد خدا کنی و از خود بی خود شوی، همه وجودت را نور خدا فرا خواهد گرفت.

 

وجه خدا اگر شودت منظر نظر

زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی

معنی: اگر تمام توجه ات را به خدا معطوف کنی، قطعا و بدون شک تو بابصیرت خواهی شد. ( و از عارفان و عاشقان کویش محسوب میشوی.)

 

بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود

در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی

معنی: اگر در راه رسیدن به عشق الهی، وجود تو دگرگون شود اصلا نگران نباش که چرا چنین تغییری در وجودت رخ داده است. ( یا در دلت هیچ شکی راه نده که ممکن است از مسیر حق دگرگون شوی.)

 

گر در سرت هوای وصال است حافظا

باید که خاک درگه اهل هنر شوی

معنی: حافظ اگر می خواهی که به معشوق حقیقی یعنی خدا برسی، باید که در برابر عارفان و عاشقانی که در این راه هستند، فروتن و متواضع باشی.

 

اختصاصی-دانشچی

مطالب مشابه


تصویری


ویدئو