مد روز: عکاسی سیاه سفید / سعید فلاح فر: عکاسی به طور خلاقانه ای با انتخاب و حذف معنا پیدا می کند/ همراه با عکس هایی از سعید. فلاح فر

مد روز: عکاسی سیاه سفید / سعید فلاح فر: عکاسی به طور خلاقانه ای با انتخاب و حذف معنا پیدا می کند/ همراه با عکس هایی از سعید. فلاح فر


منبع: ایران آرت

119

1400/12/1

18:14


این مطلب را به همراه عکس های سیاه سفیدی از سعید فلاح فر مشاهده کنید:

ایران آرت: سعید فلاح فر درباره « عکاسی بی رنگ » نوشته است: ورود رنگ به عکس ها، مردم و عکاس ها را چنان مسحور کرد که زمانی انتظار می رفت عکس های سیاه و سفید به عنوان یک فناوری قدیمی و ناقص برای همیشه کنار گذاشته شود. اما چنین نشد و نگاه های هنری همچنان به عکس های مونوکروم وفادار ماند. تا جایی که در عصر کامپیوتر و دوربین های پیشرفته دیجیتال، هنوز هم نمونه ها و مدل هایی از دوربین های عکاسی سیاه و سفید دیجیتال و تا حدودی نگاتیوهای سیاه و سفید، به بازار عرضه می شود.

این روزها فضاها و رسانه های مجازی، نمایشگاه ها، مسابقات عکاسی و... با بازگشتی گاه افراطی، از عکس های سیاه و سفید اشباع شده اند. گرایشی که تقریباً به همه ژانرهای عکاسی سرایت می کند. از پرتره های محیطی تا عکس های تبلیغاتی. از عکس های معماری و ورزشی تا مستندهای اجتماعی.

البته این تمایل گاه چنان از حد می گذرد که حذف رنگ در برخی از این عکس ها به هیچ منطق فنی، زیبائی شناختی و هنری ارتباط ندارد. به ویژه که در نگاهی ساده انگارانه، گاهی این شیوه معادل «هنری» بودن عکس فرض می شود.

تعدد پیام های تشویقی با تاکید بر کلیدواژه های منشعب از «هنر» گواه این سوءتفاهم است. گذشته از این مد «هیجانی ـ تقلیدی» و در مواجهه ای حرفه ای، تکنیک سیاه و سفید را باید در چند عامل الزام آور خلاصه کرد؛

ـ امکانات و محدودیت های فنی

ـ زیبائی شناسی و حذف رنگ به عنوان عامل مخل یا مزاحم

ـ زبان خاص و ایده های مفهومی

ـ ارجاع تاریخی یا احیاء خاطرات و نوستالژی

 پیش از اختراع و تولید فیلم ها و اسلایدهای رنگی، عکاسی صرفاً در محدوده سیاه و سفید تعریف می شد. جالب این که عکس های سیاه و سفید در عادت بصری مردم آن روزگار، بدون این که با عکس های رنگی قیاس شود، کاملاً واقع گرایانه به نظر می رسید. از طرفی مغز این توانائی را دارد که حسب غریزه و تجربه؛ تصاویر سیاه و سفید را با رنگ های پیش فرض تصور کند.

با رواج نگاتیوهای رنگی همچنان استفاده از عکاسی رنگی؛ هم محدودیت ها و هزینه های بیشتری داشت و هم مراحل ظهور و چاپ دشوارتری که همیشه و برای همه عکاس ها میسر و در دسترس نبود. بنابراین عکاس ها ترجیح می دادند با احتیاط بیشتری به سمت عکاسی رنگی بروند و تا حد امکان از تجهیزات سیاه و سفید استفاده کنند.

همچنین بخشی از مصرف کننده های عکس و حرفه های مربوط به عکاسی با تاخیر بیشتری به فناوری های رنگی مجهز شد. مثلاً تا همین چند سال پیش؛ تراکت های تبلیغاتی، بروشورها و روزنامه ها، کتاب های مصور، مجلات و... همچنان به شکل تک رنگ چاپ می شدند و قاعدتاً احتیاجی به عکس های رنگی عکاس های خبری و تبلیغاتی و... نبود. در عوض، سرعت عمل در چاپ نهایی عکس و صرفه جویی در هزینه ها، می توانست برای حصول مقاصد حرفه ای و مالی در این نشریات، سرنوشت ساز باشد.

نگاتیوهای سیاه و سفید گاهی نسبت به فیلم های رنگی مزایای دیگری هم داشتند. مثلاً کنترل و انعطاف میزان نوردهی در زمان عکاسی و ترفندهای لابراتوریی برای این فیلم ها بیش از فیلم های رنگی بود.

همچنین از نظر فنی تنوع کاربرد فیلترهای رنگی در عکاسی سیاه و سفید به مراتب بیشتر و جذاب تر است. حتی حسگرهای رنگی و امکانات متنوع برای ویرایش فایل های عکس دوربین های دیجیتال هم نتوانسته اند این جذابیت را برای عکاس ها ادا کنند. اگرچه اغلب عکاس ها بر این باورند که؛ در مواردی کارایی فیلترهای اپتیکال (که در زمان عکاسی بر روی لنز نصب می شوند) قابل مقایسه با فیلترهای دیجیتال (و ابزار ویرایش های رایانه ای) نیست.

عکاسی به طور خلاقانه ای با «انتخاب» و «حذف» معنا پیدا می کند. جهت گیری دوربین به سمت موضوع و قاب بستن یعنی انتخاب و حذف همه آنچه در تصویر جای نمی گیرد. بخشی از خیال و تاویل پذیری در «هنر عکاسی» جز با حذف برخی واقعیات به دست نمی آید.

عکس ها؛ صداها، رایحه ها، حرکت نسیم، دمای هوا، وضوح کامل عناصر تصویری، جابجایی ها و از همه مهمتر زمان را حذف می کنند و شاید به تعبیری باید پذیرفت این ناتوانی های ظاهری به مشخصه های عکس و فرصت های خلاقه تبدیل شده است.

رنگ هم یکی از این موارد است که در شروع فناوری عکاسی، اجباراً از عکس ها حذف می شد. اما بعدها یک انتخاب بود. عکاس های دقیق عادت دارند؛ هر عنصر اضافه ای را از عکس خارج کنند. خواه این زوائد، انعکاس و نور اضافه باشد یا زباله، خواه رنگ. گاهی تنوع رنگی در جزئیات عکس، کلافه کننده می شود. گاهی هم رنگ ها آنقدر بی رمق یا خنثی هستند که وجودشون توجیهی برای حضور ندارد. پس بدیهی است اگر رنگ مزاحم اهداف عکس و عکاس باشد، ناچار به عنوان عنصر اضافی، حذف خواهد شد. تن دادن آگاهانه به این انتخاب و محدودیت همانقدر می تواند جسورانه و نبوغ آمیز باشد که مصرف بی دلیل و بی رویه آن، نشان از ناآگاهی دارد.

گاهی حذف رنگ، بخشی از جزئیات ناخواسته و عیوب عکس یا موضوع را می پوشاند و نقش ترمیمی و اصلاحی دارد. از نویزهای ناخواسته در سطوح کم نور و لکه های رنگی پوست صورت گرفته تا ناهمگونی تراز سفیدی و کهنگی ناپسند دیوارها و لباس ها. موارد قابل اشاره در این موضوع، عملاً کم نیست.

در حال حاضر تهیه تصاویر رنگی، ساده تر و مرسوم تر است. بنابراین استفاده از تکنیک سیاه و سفید و حذف عمدی درخشش رنگ ها می تواند حائز پیام و معنایی صریح و روشن و حاصل انتخابی آگاهانه باشد.

معمولاً عکاس های حرفه ای قصد دارند با حذف رنگ و با عکاسی سیاه و سفید مخاطب را از فریبندگی و جذابیت های بصری ساده، به سمت کیفیات دیگری اعم از فرم، نور، محتوا و... سوق دهند.

بنابراین عکاس با ارائه عکس سیاه و سفید به مخاطب یادآوری می کند؛ به عناصر و پیچیدگی های مهمتر از ظواهر توجه بیشتری داشته باشد. همچنین ممکن است این شیوه در خوانش یک عکس حاوی اشارات و کنایاتی هنرمندانه باشد. به عبارتی عکس های رنگی میل به نمایش واقعی موضوعات دارند و عکس های سیاه و سفید تمایل به تفسیر وقایع. انگار در ازای واقعیت موجود در رنگ ها، رهایی از سلطه رنگ، عکس ها را خیال انگیزتر و فراواقعی تر می کند.

اگر بپذیریم هر تصویر در عکس مبتنی بر اختلاف شدت نور و تمایز رنگ ها در نقاط و خطوط و سطوح تشکیل می شود؛ تاکید بر هر کدام از این عناصر می تواند احساسات و مفاهیم متفاوتی را القا کند. مثلاً نورهای تند با کنتراست شدید برای بخش های روشن و سایه، یا نورهای مایل با سایه های بلند، از نظر بصری بر احجام تاکید بیشتری دارند. اما ممکن است در مواردی کلیدواژه ای باشد برای یک قضاوت یا مقایسه موضوعی و محتوایی. استفاده موکد از این زبان، اغلب مستلزم حذف رنگ هاست.

همه عکس های قدیمی و تاریخی سیاه و سفید بودند. بنابراین عکس های سیاه و سفید با «گذشته» و «قدمت» تناسب بیشتری دارند. عکس های سیاه و سفید از طرفی اشاره به تاریخ دارند و از طرفی احساسات نوستالژیک مخاطب را تحریک می کنند. در واقع ماهیت عکس در ارجاع به زمانی که به اتمام رسیده، با این مشخصه ارجاعی عکس های سیاه و سفید به گذشته، همگونی بیشتری دارد.

شاید توضیح درباره عکسی که در زمان عکاسی با تکنیک سیاه و سفید دیده و تولید شده با عکسی که در مرحله ویرایش از عکس رنگی به عکس سیاه و سفید تبدیل شده، کار دشواری باشد یا حداقل کمی اغراق آمیز به نظر برسد، اما دور از ذهن نیست. (اگرچه ممکن است در دوربین های دیجیتال فعلی، عکس با پیش فرض سیاه و سفید در دید عکاس تهیه شود اما با فایل رنگی ذخیره شده باشد.) ساده ترین موضوع در این تفاوت، شیوه ترکیب بندی عکس و ارزش گذاری عناصر بصری است. به عنوان نمونه؛ یک سطح کوچک با رنگی درخشان در عکس رنگی و عکس سیاه و سفید ارزش بصری متفاوتی ارائه می دهد. این ارزش ها در درک و خلق تصویر و البته در نتیجه نهایی، اهمیت غیرقابل اغماضی داشته و تمایز آن ها در زمان عکاسی به تمرین زیادی احتیاج دارد.

با این توضیحات دوباره به عکس های سیاه و سفید مراجعه کنید و دنبال کشف «منطقی» برای «حذف رنگ» باشید. شاید روابط تازه ای پیدا کنید و یا اساساً در مواردی با حذف رنگ ها موافق نباشید.

 

مطالب مشابه