روز شعر و ادب پارسی؛ روزی برای ارج نهادن به مقام شعر و شاعری

روز شعر و ادب پارسی؛ روزی برای ارج نهادن به مقام شعر و شاعری


منبع: همگردی

3

1399/6/27

15:28


شعر، عالمی خیال انگیز بوده و خالق این عالم زیبا، ذهن شاعر که از ابتدای سرایش آن، خود را از تمام داشته و نداشته هایش محروم می کند و زندگی را محدود به حصار دنیای قافیه و ردیف می داند. ممکن است، هفته ها یا ماه ها در گوشه اتاق بنشیند و لب به آب و غذا نزند تا مبادا کلمه یا مصراعی از شعرش کم شود. دست آخر، اگر خوش شانس باشد و زمانه با او یاری کند، ناشری اشعارش را منتشر می کند یا اگر شانس با او یار نباشد، اشعارش در گوشه اتاقش خاک خواهند خورد. وجود ایرانیان با شعر و هنر انس و الفت عجیبی داشته و شعر در بطن زندگی آنها جای دارد. در تقویم ما 27 شهریور، روز شعر و ادب پارسی یا روز بزرگداشت استاد شهریار است. با ما در این مقاله جذاب همراه شوید تا شما را بیش از پیش با روز شعر و ادبیات فارسی آشنا کنیم و به سرزمینی خیالی ببریم.

روز شعر معاصر

بزرگداشت شاعری توانا

روز 27 شهریور، روز شعر و ادب پارسی یا روز بزرگداشت استاد شهریار هست که ماهرانه، قلم را بر صفحه کاغذ حرکت می داد و شعرهایش ماحصل ذهن و روح عاشقش بودند. استاد محمد حسین شهریار، زاده شهریور 1286 در تبریز بود. پدرش، آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی از پیروان جنبش مشروطه در ایران بود که با بحرانی شدن شرایط، به همراه خانواده به روستای قیش قورشان و خشکناب نقل مکان کرد. در این دوران، شهریار در دامن پر مهر طبیعت پرورش یافت و حیدر بابا، ماحصل دوران خوش او در این روستاست. محمد حسین بعد از مدتی اقامت در روستا، به جهت کسب علم به تبریز بازگشت و اصول اولیه زبان عربی، زبان فرانسه، علوم دینی و خوشنویسی را در مکتب استادانی بزرگ فراگرفت.

زمانیکه 13 بهار از عمرش می گذشت، نخستین شعر خود را در مجله ادب به چاپ رساند و برای ادامه تحصیل در دارالفنون، تبریز را به مقصد تهران ترک کرد. استاد شهریار در تهران با استاد صبا آشنا شد و به موازات تحصیل، نواختن سه تار را نیز فراگرفت. بعد از مدتی، زندگی محمدحسین کاملا دچار تغییر شد و در تهران به تحصیل در رشته طب پرداخت تا به پزشکی حاذق تبدیل شود. بعد از مرگ پدر و مادر، شهریار که در اوج تنهایی به سر می برد، با یکی از خویشاوندان دور مادرش، عزیزه عمید خالقی ازدواج کرد و از او صاحب سه فرزند شد. ولی، این ازدواج دوامی نداشت و شهریار ایران زمین بعد از مرگ پدر و مادر، رخت عزای همسر جوانش را بر تن کرد.

محمد حسین که به خوشنویسی مسلط بود، به نگارش قرآن مشغول شد و در این زمان، دیوان شعرش هم به چاپ رسید. در زمان اوج انقلاب، شهریار با این جریان همراه و پس از پیروزی انقلاب، از او با تقدیم هدایا و گل قدردانی شد. شهریار در سالهای آخر عمر خسته و دلمرده بود و به همین خاطر، سفری کوتاه به تبریز داشت تا اندکی به آرامش برسد. سرانجام، استاد محمد حسین شهریار در شهریور 1367 در بیمارستان مهر تهران چشم از جهان فرو بست و پیکر این ادیب فرزانه در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

شمعی فروخت چهره که پروانه تو بود
عقلی درید پرده که دیوانه تو بود
خم فلک که چون مه و مهرش پیاله هاست
خود جرعه نوش گردش پیمانه تو بود
پیر خرد که منع جوانان کند ز می
تا بود خود سبو کش میخانه تو بود
خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر
ته سفره خوار ریزش انبانه تو بود
تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل
هر جا گذشت جلوه جانانه ی تو بود
دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو
مرغان باغ را به لب افسانه تو بود
هدهد گرفت رشته صحبت به دلکشی
بازش سخن ز زلف تو و شانه تو بود
برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک
کو را هوای دام تو و دانه تو بود
بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز
هر چند آشنا همه بیگانه تو بود
همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار
تا بانک صبح ناله مستانه تو بود

بزرگداشت شاعری توانا

بزرگداشت شاعری توانا 2

بزرگداشت شاعری توانا 3

عالمی از حزن و خیال

شعر، صرفا چیدن کلمات و عبارات در کنار هم نیست، گاه باید برای همین کار به اصطلاح ساده، ساعتها در کلاسهای درس نشست و آئین سرودن را آموخت. گاه، باید از تمام لحظه های زندگی، چه شاد و چه غمگین گذشت و عزلت را برگزید. هنر شاعر این است که کلماتی که ما روزانه به کار می بریم را با ابزاری به نام آرایه های ادبی زینت دهد، وزن و قافیه آن را مرتب و عشق و علاقه خود را به بطنش تزریق کند. محصولی که شاعر به بازار شعر و شاعری عرضه می کند، ترکیبی از عشق و هنر هست.

وظیفه مردم ایران و جهان به بهانه روز شعر و ادبیات فارسی این است که به هنر شاعران بها دهند و هر چند کم، از آنان حمایت کنند تا مبادا، روزی رسد که چراغ ذوق و هنر آنها برای همیشه خاموش و شعر راهی تاریک خانه فراموشی شود و دیگر نامی از روز شعر و ادب پارسی به میان آورده نشود. برای حسن ختام مطلب روز شعر و ادبیات فارسی یا روز بزرگداشت استاد شهریار، دو شعر زیبا از شاعران پر آوازه ایران زمین را عنوان می کنیم و کلام خود را به پایان می بریم.

زندگی یعنی چه؟ یعنی آرزو کم داشتن
چون قناعت پیشگان روح مکرم داشتن
جامه زیبا بر اندام شرف آراستن
غیر لفظ آدمی معنای آدم داشتن
قطره اشک به شب های عبادت ریختن
بر نگین گونه ها الماس شبنم داشتن
نیمشب ها گردشی مستانه در باغ نیاز
پاکی عیسی گزیدن عطر مریم داشتن
با صفای دل ستردن اشک بی تاب یتیم
در مقام کعبه چشمی هم به زمزم داشتن
تا برآید عطر مستی از دل جام نشاط
در گلاب شادمانی شربت غم داشتن
مهتر رمز بزرگی در بشر دانی که چیست
مردم محتاج را بر خود مقدم داشتن
مهلت ما اندک است و عمر ما بسیار نیست
در چنین فرصت مرا با زندگی پیکار نیست
سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمر
یار بسیار است اما مهلت دیدار نیست
آب و رنگ زندگی زیباست در قصر خیال
جلوه این نقش جز بر پرده پندار نیست
با نسیم عشق باغ زندگی را تازه دار
ورنه کار روزگار کهنه جز تکرار نیست

(مهدی سهیلی)

وای از این افسرده گان فریاد اهل درد کو؟
ناله مستانه دل های غم پرورد کو؟
ماه مهر آیین که میزد باده با رندان کجاست
باد مشکین دم که بوی عشق می آورد کو؟
در بیابان جنون سرگشته ام چون گرد باد
همرهی باید مرا مجنون صحرا گرد کو؟
بعد مرگم می کشان گویند در میخانه ها
آن سیه مستی که خم ها را تهی می کرد کو؟
پبش امواج حوادث پایداری سهل نیست
مرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو؟
دردمندان را دلی چون شمع می باید رهی
گرنه ای بی درد اشک گرم و آه سرد کو؟

(رهی معیری)

عالمی از حزن و خیال

عالمی از حزن و خیال 2

مطالب مشابه


تصویری


ویدئو