محسن پیمانی وبمستری که از 11 سالگی شروع کرد 

منبع: بیوگرافی

2

1401/9/4

16:34


  محسن پیمانی کار خود را در 11 سالگی شروع کرد ، و هم اکنون مالک آکادمی پیمانی است ، همچنین جدیدا از بیزینس جدید خود رونمایی کرده است که در ادامه آن را به شما معرفی خواهیم کرد ، برایتان جالب است که بدانید که محسن پیمانی مالک قبلی همین وبسایت یعنی بیوگرافیها بوده […]

محسن پیمانی وبمستری که از 11 سالگی شروع کرد 

 

محسن پیمانی کار خود را در 11 سالگی شروع کرد ، و هم اکنون مالک آکادمی پیمانی است ، همچنین جدیدا از بیزینس جدید خود رونمایی کرده است که در ادامه آن را به شما معرفی خواهیم کرد ، برایتان جالب است که بدانید که محسن پیمانی مالک قبلی همین وبسایت یعنی بیوگرافیها بوده است که به دلایلی مالکیت آن را به یکی از صمیمی ترین دوستان خود واگذار کرد و دیگر در این وبسایت مسولیتی ندارد در ادامه محسن زندگی خود را از بچگی و علاقه ای که به این حوزه داشت به قلم خود برای شما مینویسد ، باشد که نوری باشد برای کسانی که میخواهند در این حوزه کار کنند

بچگی و ایجاد ذهن سازی کامپیوتری 

من در یکی از شهرستان های اصفهان به دنیا اومدم ، متولد 1378 ، یادمه اون زمان کسایی که وضعشون خوب بود تلویزیون رنگی داشتن ، منم مادر بزرگ پدریم تلویزیون رنگی داشت و یادمه اون زمان یکی از سریال های مهدی فخیم زاده پخش میشد به اسم خواب و بیدار ، نمیدونم این فیلم رو دیدید یا نه ولی خب یه جاهایی هست کار به کامپیوتر و این چیزا میکشه و برا من اولین تصویر سازی ذهنی بود که به خودم بگم من باید تو این حوزه یه کاره ای بشم ، بزرگ شدم و بزرگ شدم تا اینکه سریال هوش سیاه اومد ، احتمال 99 درصد این سریال رو دیدید که هر بچه ای مثل من اون رو ببینه عاشق وارد شدن به حوزه کامپیوتر میشه شما میتوانید با گوگل کردن کلمه محسن پیمانی پیج اصلی اینستاگرام محسن پیمانی را پیدا کنید و دنبال کنید

شروع با یک لپ تاپ و اینترنت دایل آپ

این علاقه روز به روز در من بیشتر شد اینقدر بیشتر شد که پدر عزیزم که روحش شاد باشه زحمت زیادی کشید تا برام یک لپ تاپ Dell خرید ، اون زمان لپ تاپ Dell خدایی بود برا خودش و همه بازی ها رو ساپورت میکرد اما من که قصدم بازی نبود میخاستم تو این حوزه برا بزرگ شدنم کار کنم و یاد بگیرم خوشبحال شما دهه هشتادیا و دهه هفتادی ها این روزا خیلی راحت به اینترنت دسترسی دارید نمیگم سرعتش خوبه هااا ولی خب بگم گریتون میگیره ما دهه هفتادیا و شصتیا باید کارت اینترنت میخریدیم تا بتونیم با کمترین سرعت به اینترنت دسترسی پیدا کنیم ، گوگل اون زمان خیلی خفن بود و خب سایت ها مثل این روزا که گسترده نبودن ولی خب سایت بیاموز اون زمان فعال بود و من زبان های نشانه گذاری وب رو از اونجا یاد گرفتم دمشون گرم خیلیییی کمکم کردن

ایجاد اولین وبلاگ و فعالیت 

کلاس چهارم که بودم یه معلم داشتم انشا که مینوشتم میگفت تو خیلی خوب انشا مینویسی و در اینده نویسنده بزرگی میشی ♥ ، اون زمان توی لوکس بلاگ که خیلی امکانات خفنی برا یک وبلاگ داشت یه وبلاگ زدم و یک دامنه آی ار که اون زمان 2 هزار تومن بود متصل کردم بهش ، توی این وبلاگ فقط از عشق به خدا مینوشتم هنوزم که هنوزه عاشقشم خدا رو  ، بگذریم ، اون زمان که مثل الان نبود ریپورتاژ بخری بک لینک بخری ، ما اون زمان تبادل لینک میکردیم و پیام های زیادی به من ارسال میشد برای اینکه تبادل لینک کنیم و خب من قبول میکردم و حدود 150 تا لینک تبادل کردیم ، یادش بخیر آهنگ هم گذاشته بودم توی وبلاگ و هر هفته عوض میکردم ، این روزا دلم عجیب برای اون روزها تنگ میشه میدونی چرا ؟ چون بک لینک و ریپورتاژ خریدنی نبود رفاقتی بود …

به سوی دانشگاه دولتی سروش اصفهان 

خدا رحمت کنه ناظم کلاس اول راهنمایی اقای کمالی رو همیشه میگفت محسن به هرچی علاقه داری برو سمتش قطعا موفق میشی ، منم بعد دوران دبیرستان و گرفتن دیپلم خوندم برا کنکور کامپیوتر و خب خداراشکر چون علاقه داشتم دولتی اصفهان سروش اوردم ، 2 سال رفتم تا اینکه کرونا اومد و دیگه ادامه ندادم چون راستش رو بخواین چیزایی رو یاد نمیدادن که به درد بخوره منم حوصله سر و کله زدن با استاد نداشتم بیخیال شدم و کاردانی رو از خیرش گذشتم نمیدونم بشه یا نه ولی خب شاید درسم رو یه زمانی تا مقطع دکترا ادامه دادم …

افتتاح آکادمی پیمانی و خرید بیوگرافیها 

دوران دانشجویی به وردپرس خیلی علاقه داشتم نشستم دوره خریدم و خب حرفی برا گفتن داشتم ، تابستون که ترم دانشگاه تموم میشد میرفتم بازار طالقانی اصفهان سرکار. کارای یه سایت فروش لپ تاپ رو میکردم ، خب راستش دست مزدش کم بود یادمه سال 94 روزی 20 هزار بهم میدادن اخه این بیست هزار پول بنزین هم در نمیومد استعفا دادم و اومدم توی اتاق خودم که خیلییی عاشقشم و با اندک سرمایه ای که داشتم همین وبسایت یعنی بیوگرافیها رو از یه خانمی خریدم و روش کار کردم ، با عشق کار میکردم و خب خداراشکر درامدش از طریق بک لینک و ریپورتاژ خوب بود و خرج من مجرد رو در می اورد بعدش اومدم با توجه به دانشی که داشتم آکادمی پیمانی رو تشکیل دادم و خب خداراشکر چند پروژه گرفتم و انجام دادم  ضمنا در زمان دانشجویی کتاب گرگ باش رو نوشتم که اگه دوست داشتی بخون ♥

سخنی دوستانه با شما 

دوست عزیزم ، مرسی که وقت گذاشتی و زندگینامه کاری من رو خوندی ، من سن کمی دارم که تو رو نصیحت کنم و نمیکنم ولی یه چیزی میخام بهت بگم که توی زندگی به هرچی علاقه داری به سمتش برو ، بزار هرچی میخان پشت سرت حرف بزنن ولی خب تهش قشنگه ، پولی که از کسب و کار خودت به دست بیاری خیلی بهتره تا اینکه کارمند باشی و بهت بدن ، ولی خب برا کسب و کارت خیلی باید خون دل بخوری هااا ساده نی واقعا ولی خب من تو رو میشناسم با اینکه ندیدمت میدونم میتونی و خواهی تونست همونطور که خیلیا تونستن چرا تو نتونی ؟ یکم سختی میکشی ولی خب تهش قشنگه برات ، در صورت هرگونه سوال مرتبط با این مقاله ای که از زندگی کاری محسن پیمانی خواندید در بخش کامنت های همین صفحه بنویسید

 

Rate this post

نظرات


تصویری


ویدئو