«تشر نمی‌زدم تا صبح اسیر بودیم!»

منبع: نمکستان

1

1401/10/21

21:22


« … گریه‌ام گرفت ولی سکانس رو گرفتیم و تموم شد. هنوز بغض داشتم که اومد جلو و خودش زد زیر خنده و گفت: «تشر بهت نمی‌زدم تا صبح اسیر بودیم.»»

به گزارش نمکستان، روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: «زنده‌یاد فتحعلی اویسی، بازیگر توانای سینمای و تلویزیون، ۷۷ سال پیش در چنین روزی به دنیا آمد؛ هنرمندی که اگر چه توانایی‌هایش در عرصه طنز دیر کشف شد اما پس از ظاهرشدن در چند مجموعه تلویزیونی، به عنوان شخصیتی دوست‌داشتنی بین مردم جا باز کرد. او همچنین در فیلم‌های سینمایی مطرحی بازی کرد و ایفای نقش در آثار کارگردان‌های مشهوری چون مسعود کیمیایی، علی حاتمی، داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی را در کارنامه داشت.

اویسی درباره خود گفته بود: «در دهی میان قم و کاشان (که یک کوه با دِه سهراب سپهری فاصله داشت) متولد شدم و به دلیل شغل پدرم بسیاری از مناطق ایران را دیدم و تا اندازه‌ای با فرهنگ بومی این سرزمین آشنا شدم؛ هرچند بیشتر عمرم را در تهران بوده‌ام. متولد ۱۳۲۴ هستم و در رشته بازیگری و کارگردانی سینما از آمریکا فوق‌ لیسانس گرفتم. پیش از آن، دو بار در دانشگاه تهران امتحان دادم که امتحان‌های شفاهی را قبول شدم، اما در آزمون کتبی رد شدم. اتفاقا استاد سمندریان هم امتحان می‌گرفت. خیلی دوست داشتم در این رشته تحصیل کنم. سال ۱۳۵۳ به ایران برگشتم. نخستین بازی‌ام در یک تئاتر تلویزیونی به نام «سحر» به کارگردانی پرویز تاییدی بود و اولین فیلمی هم که بازی کردم «قدغن» ساخته علیرضا داوودنژاد بود که پس از انقلاب به نمایش درآمد.»

او پس از آن به سمت فیلم‌ها و مجموعه‌های طنز کشیده شد که اتفاقا در آنها موفق بود. این هنرمند در این باره در مصاحبه‌ای گفته بود: «در فیلم سینمایی «هی جو» از من به‌ گونه‌ای استفاده نشد که بگویم طنز بود ولی تا حدودی رگه‌هایی از شیرینی داشت. وقتی سریال «خودروی تهران ۱۱» پخش شد خیلی‌ها تشویقم کردند. خانم مرضیه برومند خیلی راضی بود و البته شجاعتی به خرج داد که من را با آن چهره و سابقه بازیگری انتخاب کرد. پررنگی نقش کاوسی و استمرار پخش «بدون شرح» باعث شده بازی من در این ژانر بیشتر دیده شود.»

اویسی درباره خلق شخصیت آقای کاوسی در مجموعه «بدون شرح» گفته بود: «به‌ زعم خودم آدم متعادلی هستم، دلم نمی‌خواهد در زندگی شخصی هم موضوعی را پررنگ و با آب‌وتاب نشان بدهم. زیاده‌روی و پرگویی را دوست ندارم. حتی دوست دارم شوخی‌هایی که در زندگی عادی می‌کنم دو بار تکرار نشود. در «بدون شرح» زیاد تجربه کار طنز نداشتم و از طرفی هم اوایل کار نمی‌دانستیم مردم با نوع طنز این مجموعه ارتباط برقرار می‌کنند یا خیر. کمتر هم پیش آمده بود که درباره آدمی مانند مدیرمسوول یک هفته‌نامه، برنامه طنزی ساخته شود. به این موضوع فکر می‌کردم که مدیرمسوول یک هفته‌نامه چه کاری می‌تواند انجام دهد که مردم را بخنداند؟ شکلک که نمی‌تواند درآورد یا حرف بی‌مزه بزند. خشک و رسمی هم نباید باشد. این نقش را بر اساس متن‌ها شکل دادم. چون نمی‌خواستیم به فضای واقعی نزدیک شویم و هدفمان نمایش یک هفته‌نامه ساختگی بود.»

اویسی با وجود خوش‌اخلاقی، نگاهی حرفه‌ای به کار داشت و در این زمینه جدی بود. لاله صبوری، بازیگر معروف سریال‌های طنز تلویزیون که سابقه همکاری با این هنرپیشه را دارد، در این‌ باره تعریف می‌کند: «سر ضبط سریال «کمربندها را ببندیم» بعد از آخرین سکانس، سکانس خواب آقای اویسی بود. آقای اویسی پتو رو کشیده بود سرش و مدلی خرخر می‌کرد که من و امیر جعفری می‌زدیم زیر خنده و هی تکرار می‌شد. همه بعد از یکی – دو بار تکرار دیگه می‌تونستن خودشون رو کنترل کنن ولی من نه، تا شروع می‌کرد خرخر، می‌زدم زیر خنده و باز تکرار. یه‌دفعه آقای اویسی عصبانی شد و با اون جنم عجیبی که داشت توپید به من که: خجالت بکش خانم! چه بازیگر طنزی هستی که خودت می‌خندی؟ بعد از ۱۳ ساعت کار خسته‌ایم. من قشنگ گریه‌ام گرفت ولی سکانس رو گرفتیم و تموم شد. هنوز بغض داشتم که اومد جلو و خودش زد زیر خنده و گفت: «تشر بهت نمی‌زدم تا صبح اسیر بودیم.»

فتحعلی اویسی ۱۳ مهر سال ۱۴۰۰ به دلیل سکته مغزی در بیمارستان لاله در شهرک غرب تهران درگذشت و ۱۴ مهر ۱۴۰۰ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.»

مطالب مشابه


نظرات


تصویری


ویدئو